X
تبلیغات
رایتل
عشرتکده ی یَقَضان
خوابگردها و دستنوشته های پراکنده رضا مشتاق
فراموش خانه
موضوع بندی

ژکانه ها

یکشنبه 25 فروردین‌ماه سال 1387
یک روز...

 

باید برای درد دلی دست و پا کنم

آن را به اشک و آیینه  مبتلا کنم

 

اینجا حضورعاطفه آلوده ی ریاست

باید شکایت عشقت به پیش خداکنم

 

یک روزبی تو بودن، می کشد مرا

وقتی که نیستی تو...، من به کی اقتدا کنم؟

 

مردم هنوز پشت سرم هی حرف می زنند

کی باید حساب تو و خدا را زهم جدا کنم ؟

همین شعر به صدای خوش خودمان . رو گرامافون کلیک کنید دانلود میشه

البته گویا همه بهش میگن پادکست!!